عضو مجمع تشخیص مصلحت در گفت‌وگو با ایرنا:

عبور تجهیزات نظامی آمریکا از سمت عمانی تنگه هرمز، امنیت ملی ما را تهدید می‌کرد


کد خبر: 6668
حسین مظفر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو با ایرنا
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: برخی می‌پرسند «چرا ما جلوی عبور از بخش عمانی تنگه هرمز را می‌گیریم؟ آن بخش متعلق به عمان است.» بله، اما دشمن از همان مسیر و با عبور از آب‌های عمان، تجهیزات نظامی خود را حمل می‌کند تا امنیت ملی ما را به مخاطره بیندازد.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، ما در روزگاری هستیم که دشمن، بیش از آنکه با سلاح‌های فیزیکی به دنبال فروپاشی ما باشد، به دنبال گسستن تار و پود انسجام ملی ماست. دشمن از هر ابزاری برای ایجاد شکاف میان ملت و نظام، و میان گروه‌های مختلف جامعه استفاده می کند. در این بین یکی از مهمترین ابزارها و بسترهایی که دستیابی دشمن به اهدافش را تسهیل می کند افراطی گری و تندخویی است. دشمن با ایجاد تنش و تفرقه‌افکنی، مقاومت ملت را به چالش می کشد آن هم در شرایطی که همه گروهها و جریانات سیاسی باید از مرزهای تنگ منافع گروهی فراتر رفته و در یک جبهه‌ واحد، در برابر جریان‌هایی که قصد تضعیف پایداری کشور را دارند، بایستند.

 

برای عبور از این گردنه دشوار، ما نیازمند یک میانه روی استراتژیک و تقویت انسجام میان نهادهای مختلف هستیم. مبارزه با افراط‌گرایی، تنها یک ضرورت سیاسی نیست، بلکه یک ضرورت بقا برای حفظ هویت ملی و صیانت از مسیر عزت است.

 

وحدت، سپر ما در برابر تفرقه است، افراط‌گرایی، دشمن تدبیر و عامل فروپاشی انسجام ملی است. امروز دشمنان با ایجاد شکاف در میان ملت به دنبال از بین بردن این وحدت و انسجام ما هستند، در این راستا برای ایستادگی در برابر فشارهای جهانی، به “وحدت مبتنی بر هویت” و “انسجام میان گروه‌ها” نیاز داریم، امروز مسیر عزت، تنها از گردنه وحدت می‌گذرد.

 

انسجام ملی، پیش‌شرط اصلی برای حفظ استقلال و حاکمیت است. زمانی که جریان‌های افراطی وارد عرصه می‌شوند، فضای سیاسی را از تدبیر ژرف‌اندیشانه به سمت رفتارهای هیجانی سوق می‌دهند؛ و این دقیقا همان نقطه‌ای است که دشمن از آن برای ایجاد شکاف و تضعیف اقتدار ملی استفاده می‌کند.

 

در این راستا با حسین مظفر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس کمیته فرهنگی، اجتماعی و علمی این مجمع و نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی گفت وگو کردیم که مشروح آن را در ادامه می خوانید.

 

اسلامیت و جمهوریت دو رکن اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران است

 

ایرنا: ما مراسم تشییع آقای شهید ایران را داشتیم؛ می‌خواستم در مورد این مورد بفرمایید. حضور مردم در این آیین را چگونه دیدید و پیام‌های این حضور در داخل و خارج از کشور چه بود؟

 

مظفر: ابتدا شهادت رهبر عزیز و بزرگوارمان؛ آن ایرانی ترین ایرانی و مسلمان ترین مسلمان، انسان ژرف‌اندیش و ذو ابعادی که دشمنان ناجوانمرد، این شخصیت عظیم را از ما گرفتند، تسلیت عرض می‌کنم. آرزومندم خون این شهید عزیز و سایر شهیدان، منشاء شور و نشاط بیشتری برای کشور، دستاوردهای بزرگ برای اسلام و انقلاب و زمینه‌ساز نابودی کفر جهانی باشد.

 

نظام جمهوری اسلامی ایران از ابتدا بر دو رکن و پایه اصلی «جمهوریت» و «اسلامیت» تاسیس شد. این یک نظام بدیع بود؛ البته برخی کشورها به لحاظ اسمی چنین ادعایی دارند، اما ما در محتوا به این دو رکن پایبندیم. برای هر دو رکن، در قانون اساسی و سازوکارهای اجرایی کشور، تمهیدات و فرآیندهای مشخصی پیش‌بینی شده است.

 

«اسلامیت» نظام ما بدین معناست که ما تمام اهداف و آرمان‌های خود را از مبانی وحیانی اخذ می‌کنیم. این ویژگی بسیار ارزشمندی است؛ چرا که اگر آرزوها، ایده‌ها و عقاید بر مبنای سلایق شخصی باشد، با تغییر حاکمیت‌ها دچار تزلزل می‌شود و بی‌ثباتی در رسیدن به آرمان‌ها پیش می‌آید. اما اگر ایده‌ای از سرچشمه زلال وحیانی و ربوبی نشأت بگیرد، می‌تواند برای همه نسل‌ها و عصرها به عنوان ملاک عمل باقی بماند؛ این همان اسلامیت نظام ماست.

 

نکته دوم، بحث «جمهوریت» است که به نقش و حضور مردم باز می‌گردد. این دو رکن، لازم و ملزوم یکدیگرند. اگر صرفا اسلامیت را داشته باشیم و جمهوریت نباشد، آن آرمان‌های مقدس در عرصه حیات سیاسی و اجتماعی تجلی نمی‌یابند و تنها در ذهن باقی می‌مانند. از سوی دیگر، اگر جمهوریت و حضور مردم باشد اما اسلامیت و اهداف سعادت‌بخش تضمین‌کننده خیر جامعه وجود نداشته باشد، آن نیز به مقصد نهایی نخواهد رسید.

 

عبور تجهیزات نظامی آمریکا از سمت عمانی تنگه هرمز، امنیت ملی ما را تهدید می‌کرد

 

هرچه دشمنان ما را بیشتر مورد هجمه قرار دادند، ملت ما بیدارتر و مقاوم‌تر شد

 

بنابراین، این دو رکن همواره از ابتدای انقلاب در قانون اساسی ما جایگاه ویژه‌ای داشته‌اند و سازوکارهایی برای حراست از آن‌ها پیش‌بینی شده است. با گذشت زمان، نقش اسلامیت و همچنین جایگاه جمهوریت در نظام ما قوی‌تر شده است. شرایط کشور و بحران‌هایی که پشت سر گذاشته‌ایم، نشان می‌دهد که ما همچنان نیازمند ارتباط وسیع‌تر با مبانی وحیانی هستیم و نظام ما بیش از هر زمان دیگری به حضور و مشارکت مردم در عرصه‌های مختلف و حتی تصمیم‌سازی‌های کلان کشور نیاز دارد.

 

لذا هر روز بر تجربیات ما افزوده شده و این باعث شده است که امروز بتوانیم با افتخار ادعا کنیم ایران، یکی از «جمهوری‌ترین» کشورهای جهان است؛ شما مشارکت کشورهای مدعی دموکراسی را با مشارکت مردم ما مقایسه کنید؛ ببینید مردم ما چه اندازه در راه آرمان‌هایشان فداکاری و جان‌فشانی می‌کنند و تا چه حد برای صیانت از کشورشان آماده‌اند. در واقع، پیوندی ناگسستنی میان اسلامیت و جمهوریت در این انقلاب شکل گرفته است.

 

علاوه بر این، خون شهیدان ما نیز نقشی ویژه ایفا می‌کند؛ همان‌طور که حضرت امام (ره) فرمودند: «بکشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می‌شوند.» مکتب ما، مکتب حسینی است. مگر نه این است که امام حسین (ع) در پاسخ به تهدید دشمن فرمودند: «آیا شما مرا به مرگ می‌ترسانید؟ آیا کاری بالاتر از کشتن من سراغ دارید؟ آفرین بر شهادت در راه خدا، اما شما قدرت محو عزت، مجد و شرافت مرا ندارید.» این ملت بر اساس همین فرهنگ تربیت شده است؛ هرچه دشمنان ما را بیشتر مورد هجمه قرار دادند و عزیزانی از ما گرفتند، ملت ما بیدارتر و مقاوم‌تر شد.

 

به‌ویژه خون شهید عزیز و رهبر فقید و سرافرازمان که منشاء عزت و بزرگواری در کشور بود، از اول هم ایشان پیش بینی کرده بودند که اگر یک زمانی من نبودم این ملت مبعوث می‌شوند، و ما دیدیم که چگونه مردم ما حماسه‌ای آفرید که دنیا را مبهوت کرد، نظام استکباری تمام تلاش خود را به کار بست تا مردم را از انقلاب و حاکمیت جدا کند، اما در این هدف ناکام ماند. آنان تلاش کردند کشور را تجزیه کنند، اما اقوام ایرانی منسجم‌تر و متحدتر شدند.

 

ایستادگی ملت ایران نتیجه شناخت عمیق از ماعیت نظام استکباری است

 

آنان درصدد براندازی برآمدند و پرچم‌ها را سوزاندند تا نامی از ایران باقی نماند، اما امروز میلیون‌ها پرچم، نه تنها در ایران که در سطح بین‌المللی برافراشته شده است. در واقع، همه نقشه‌های دشمن معکوس عمل کرد؛ این ملت به برکت خون شهیدان چنان مبعوث شد که اهداف دشمن را ناکام گذاشت و دنیا را به شگفتی واداشت.

 

این ایستادگی نتیجه شناخت عمیق ملت از نظام استکباری است؛ مردم ما دریافته‌اند که دشمنان به دنبال تعالی، پیشرفت و آبادانی ایران نیستند، بلکه حتی با گستاخی به دنبال نابودی تمدن ایران‌اند. این آرزو با بصیرت و آگاهی‌بخشی‌های آقای شهید ایران از بین رفت. ایشان ملتی رشید و آگاه تربیت کردند. در روایات ظهور حضرت مهدی (عج) داریم که زمانی که امام زمان(عج) ظهور کنند، مردم امام می‌شوند؛ یعنی هر فرد به چنان بصیرتی می‌رسد که خود پیشوای خود شده و می‌تواند مسیر حق را تشخیص دهد. ملت ما امروز در سطح بی‌نظیری از آگاهی، حضور و پیوند با مکتب خود قرار دارد و همین ایستادگی، خشم دشمنان را برانگیخته است.

 

ایرنا: شما به عنوان رئیس کمیسیون فرهنگی، علمی و اجتماعی مجمع تشخیص مصلحت نظام، میراث فکری آقای شهید ایران را در این زمینه‌ها چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 

مظفر: آن شهید بزرگوار شخصیتی واقعا استثنایی بودند. البته علاقه قلبی بنده به ایشان به دوران پیش از انقلاب بازمی‌گردد و از همان زمان نسبت به ابعاد شخصیتی ایشان شناخت داشتم؛ ایشان شخصیتی همه بعدی بودند، ایشان هم فقیه، هم فیلسوف، هم ادیب، هم هنرمند و هم خطیبی توانا در فن سخنوری بودند از همه مهم‌تر، ایشان از هنر «اقناع عمومی» و «بسیج اجتماعی» برخوردارند؛ موضوعی که اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. گاهی یک نفر موعظه می‌کند و سخنرانی‌اش تنها «ایجاد حال» می‌کند؛ یعنی اثر موقت بر مخاطب می‌گذارد که با تغییر شرایط یا سخنران بعدی، دستخوش تغییر می‌شود. اما آقای شهید ایران با سخنان خود، فرمان دل و عقل مردم را به دست می‌گیرند؛ سخنان ایشان جنبه اقناعی دارد و در عمق جان مردم نفوذ می‌کند.

 

همین هنر اقناع است که باعث می‌شود هرگاه احساس می‌کنیم میان نسل جدید و ارزش‌های انقلاب فاصله ایجاد شده، با یک جلسه یا سخنرانی ایشان، نسل جدید دوباره زنده می‌شود و «رویش» اتفاق می‌افتد. در کنار نگرانی‌هایی که بابت ریزش برخی شخصیت‌ها و تغییر مواضع‌شان وجود دارد، رویش‌های جدید درخشانی را شاهد هستیم. البته معتقدم سهم بزرگی از این رویش‌ها باید بر عهده دستگاه‌های فرهنگی و آموزشی باشد؛ چرا که گاهی کم‌کاری آن‌ها را خود حضرت آقا با هنر اقناع و مخاطب‌شناسی‌شان جبران می‌کردند.

 

این جمله شاید سنگین باشد، اما می‌توان آن را مطرح کرد که همان‌گونه که درباره شخصیت جامع و بی‌نظیر امیرالمؤمنین (ع) گفته‌اند که ایشان «مجمع‌الاضداد» است و دشمنانش در برابر عظمت ایشان متحیر مانده‌اند، به اعتقاد من، ابعاد مختلف وجودی حضرت آقا نیز باعث چنین تأثیرگذاری بی‌بدیلی شده است. این شخصیت بزرگ توانست فراز و فرودهای فراوانی را در دوران پس از امام (ره) مدیریت کند.

 

من همواره معتقدم — بدون آنکه بخواهم ذره‌ای از تلاش‌های حضرت امام (ره) و شخصیت والای ایشان که بی‌بدیل و یگانه بود بکاهم — دوران مدیریت حضرت آقا اگر سخت‌تر از دوران مدیریت حضرت امام باشد، قطعا کمتر نبوده است. زمانی که وزیر بودم، در سخنرانی‌هایم این مقایسه را مطرح کردم که در صدر اسلام، پیامبر اکرم (ص) به عنوان شخصیتی فراگیر و مؤسس اسلام حضور داشتند، درست مانند حضرت امام (ره) در عصر ما. در آن زمان اگرچه مشکلاتی بود، اما بسیاری از چالش‌های بعدی وجود نداشت؛ کسی جرئت نمی‌کرد در حضور پیامبر (ص) ادعای برتری کند، شعار بدهد یا برای باج‌خواهی، خود را مطرح کند؛ همه مطیع محض بودند.

 

اما در زمان امیرالمؤمنین علی (ع)، مشکلات پیچیده‌تر شد؛ جنگ‌های متعددی رخ داد و حتی برخی صحابه پیامبر از آرمان‌ها و مدیریت حضرت بریدند؛ به گونه‌ای که مدیریت آن دوران چنان سخت شد که ایشان تنها پنج سال فرصت حکومت داشتند و در نهایت به شهادت رسیدند. شرایط زمانه مقام معظم رهبری نیز دقیقا چنین است. در دوران حضرت امام، آن عظمت روحی و انقلابی مانع از بروز بسیاری از چالش‌ها بود؛ اما وقتی آقای شهید ایران عهده‌دار رهبری شدند، نه‌تنها مشکلات بین‌المللی تشدید شد، بلکه در داخل نیز با جناح‌بندی‌ها، مطالبات فراوان و ادعاهای شریک‌انگاری برخی افراد و گروه‌ها مواجه شدند.

 

ایشان به‌زیبایی توانستند این شرایط را اداره کنند. من یک‌بار به یکی از اعضای مجلس خبرگان گفتم که لازم است این سبک مدیریتی حضرت آقا را در تاریخ ثبت و به تصویر بکشند. بر همین اساس بود که آن زمان در مقایسه‌ای عرض کردم ایشان «علی زمان» هستند، دوران مدیریت ایشان بسیار سخت و پرچالش بود، اما توانستند این کشور را به سلامت اداره کنند. امروز که جامعه ما در اندوه فراق ایشان است و عده زیادی در حال طلب حلالیت هستند، ابعاد شخصیت بزرگ و بی‌نظیر ایشان در تاریخ بشر بیش از پیش نمایان شده است.

 

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۴۲۵-۱۴:۰۱

 

ایرنا: شما پیش‌تر اشاره کردید که از دوران پیش از انقلاب با آقای شهید ایران آشنا بودید؛ خاطره‌ای شنیدنی که برای بینندگان ما جذاب باشد، از آن دوران بفرمایید.

 

مظفر: بنده پیش از انقلاب از نیروهای مبارز و عضو سازمان توحیدی «صف» بودم که شهید بروجردی متولی آن بود. ایشان شخصیتی بزرگ، متدین، انقلابی و عاشق امام بود و از همان زمان، نظام مبتنی بر ولایت فقیه را به ما می‌آموخت. گاهی در مسائل مبارزاتی، پرسش‌هایی پیش می‌آمد که نیاز بود از مرجع بزرگتری کسب تکلیف کنیم. مرجع اصلی ما حضرت امام (ره) بود، اما وقتی دسترسی به ایشان (که در نجف بودند) ممکن نبود، شهید بروجردی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را در مشهد به عنوان نماینده ایشان به ما معرفی کردند. من مسائل مبهم و دغدغه‌های مبارزاتی‌ام را با ایشان مطرح می‌کردم.

 

یکی از این موارد که جنبه آموزنده و درس‌آموزی برای نسل جوان دارد، بحث «هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند» بود. برخی از بچه‌ها برای مبارزه با رژیم شاه نیاز به اسلحه داشتند و اسلحه به سادگی به دست نمی‌آمد؛ لذا برخی به فکر حمله به پاسگاه‌ها بودند. برای من مذهبی این دغدغه بود که آیا برای به دست آوردن یک اسلحه، می‌توان جان یک سرباز را گرفت؟ این سوال را با آقا مطرح کردم. ایشان فرمودند: «خیر؛ سرباز مامور حفظ انتظامات کشور است و برای گرفتن یک اسلحه، نباید او را کشت.»

 

حال اگر آن سرباز به شما حمله کرد، بحث قصاص و دفاع شخصی است که سازوکارهای دینی و قانونی خودش را دارد، اما برای گرفتن اسلحه، به هیچ عنوان چنین کاری جایز نیست. ببینید، این نکته امروز هم در کشور ما بسیار درس‌آموز است؛ حتی در برابر مخالفانی که فتنه ایجاد می‌کنند و به نیروهای انتظامی که مسئول حراست از امنیت کشور هستند حمله می‌کنند، باید بدانیم که هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند.

 

مورد دیگر، عملیاتی بود که باید برای مبارزه با آمریکایی ها انجام می‌دادم؛ مأموریتی انقلابی که اقتضا می‌کرد خانمی (از اعضای گروه) همراه من باشد، اما آن خانم برای همراهی با من، باید پوشش خود را تغییر می‌داد. این برای من یک دغدغه شرعی بود؛ اینکه یک خانم حزب‌اللهی برای پیشبرد عملیات، پوشش خود را کنار بگذارد. این موضوع را با آقای شهید مطرح کردم و ایشان قاطعانه فرمودند: «هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند.» ایشان اجازه ندادند که برای تسهیل یک کار، فرد دست به کار حرامی بزند یا هویت دینی خود را کنار بگذارد. این‌ها همان آموزه‌هایی است که با تفکرات مارکسیستی و منافقین که معتقد بودند «هدف، وسیله را توجیه می‌کند»، در تضاد کامل بود.»

 

نیکولو ماکیاولی اندیشمند سیاسی و فیلسوف رئالیسم معتقد بود که برای حکومت کردن و پیش بردن امور باید از زور و فریب استفاده کرد. این شیوه، از زمان امیرالمؤمنین (ع) نیز مطرح بود؛ معاویه برای رسیدن به مقاصد خود از نیرنگ و مکر استفاده می‌کرد؛ او با دزدی اموال مردم و سپس توزیع آن در قالب انفاق، سعی داشت مردم را نسبت به عدالت حضرت علی (ع) بدبین و نسبت به خود خوشبین کند. امیرالمؤمنین (ع) در پاسخ به این سبک سیاسی فرمودند: «به خدا من از معاویه سیاستمدارترم، اما او مکر و خدعه می‌کند و خدعه و نیرنگ در آموزه‌های اسلامی حرام است و من هرگز چنین نمی‌کنم.» مقام معظم رهبری نیز دقیقا همین مسیر را پیموده‌اند؛ ایشان برخلاف آن سبک مبتنی بر فریب، بر پایه حقیقت و عدالت حرکت می‌کنند.

 

پس از انقلاب، من به دلایل مختلف با ایشان ارتباط داشتم که مهم‌ترین آن‌ها بحث‌های مربوط به وزارتخانه و مجمع تشخیص بود. از مصاحبت، مجالست و محبت‌های ایشان بهره‌های بی‌شماری بردم که شرح آن بسیار طولانی است، اما برای کوتاهی در سخن، تنها به یک مورد اشاره می‌کنم.

 

عبور تجهیزات نظامی آمریکا از سمت عمانی تنگه هرمز، امنیت ملی ما را تهدید می‌کرد

 

توجه ویژه آقای شهید ایران به آموزش و پرورش

 

یک بار در شرایط سختی بودم و خدمت حضرت آقا رسیدم و با تواضع عرض کردم: «حضرت آقا، خواهشی دارم که شاید برای شما دشوار باشد.» ایشان با آن محبت همیشگی فرمودند: «مظفر، بگو، می‌خوام کمکت کنم.» من دغدغه‌ام را عرض کردم؛ مشکل ما این بود که بسیاری از اماکن آموزشی که اکنون در اختیار ماست، اسناد مالکیتشان متعلق به بنیاد مستضعفان یا ستاد اجرایی (که در آن زمان تقریباً یک نهاد بودند) بود، این ساختمان‌ها به مدرسه تبدیل شده بودند، اما چون سندشان به نام ما نبود، نه می‌توانستیم تعمیر و اصلاحاتی در آن‌ها انجام دهیم و مالکیت آن برای ما نبود؛ مدام از ما می‌خواستند که آن‌ها را تخلیه کنیم.

 

گفتم «آقا، این مکان‌ها را به آموزش و پرورش واگذار کنید تا به صورت رایگان در اختیار مردم قرار گیرد.» ایشان بلافاصله فرمودند: «در دفترشان بنویسید.» و دستور دادند که تمامی مکان‌های آموزشی که سندشان متعلق به بنیاد مستضعفان بود، به آموزش و پرورش واگذار شود. ارزش این اقدام را نمی‌توان با عدد و رقم محاسبه کرد؛ تصور کنید مدارس بزرگی در مناطق خوش‌نامی مثل زعفرانیه، اقدسیه یا فرمانیه که پیش‌تر ویلاهای اشراف بودند و متراژ آن‌ها هزاران متر بود، اکنون به صورت رایگان در اختیار آموزش و پرورش قرار گرفت. این یک اقدام بی‌سابقه و عظیم بود.

 

مورد دوم را هم بگویم؛ روز دیگری خدمت رسیدم و باز هم مشکلی را عرض کردم. مشکل این بود که ما با بحران “مدارس سه نوبته و چهار نوبته” مواجه بودیم که کیفیت آموزش را به شدت کاهش می‌داد؛ یعنی دانش‌آموزان باید یک روز در میان یا با شیفت‌های نامناسب به مدرسه می‌آمدند. همچنین در مناطق محروم، با مشکل “مدارس کپری” روبرو بودیم. عرض کردم: «آقا، برای حل این مشکلات نیاز به بودجه داریم.» ایشان پرسیدند: «می‌توانی آن را حل کنی؟» گفتم: «بله، به پنج میلیارد تومان نیاز داریم.»

 

می‌دانید کمک‌های تبرکی ایشان معمولاً در مبالغی مانند ۱۰ یا ۲۰ میلیون تومان است، اما آن سال (۷۵-۷۶) ایشان مبلغ پنج میلیارد تومان را برای این کار تأیید کردند. با این بودجه، در عرض تنها شش ماه، تمام مدارس سه و چهار نوبته را حذف کردیم و وضعیت مدارس کپری را به حداقل رساندیم. این تنها نمونه‌ای از دستورات و حمایت‌های بی‌شمار ایشان است.

 

ایرنا: کشور این روزها در شرایط ویژه ای به سر می برد در حالی که همزمان سرداران میدان و دیپلماسی در حال دفاع از کیان کشور هستیم، شاهد برخی اهانت‌ها و توهین‌ها به تیم مذاکره‌کننده خود بودیم نظرتان درباره این شرایط چیست؟

 

مظفر: مذاکره یا فرآیند مذاکره، فی‌نفسه نه خوب است و نه بد؛ بلکه ارزش و کیفیت آن بستگی به شرایط، موقعیت نظام بین‌الملل و توافق‌نامه‌ای دارد که قرار است امضا شود. در شرایطی که قدرت‌ها به حریم دیگری تجاوز نمی‌کنند، مذاکره بی‌اشکال است؛ اما اگر در مذاکره بخواهند با تحقیر، ذلت و تحمیل خواسته‌های خود، حاکمیت یک کشور را زیر سوال ببرند، قطعا مذاکره‌ای مذموم است. هیچ مذاکره‌کننده‌ای نباید عزت و شرافت ملی را در این مسیر قربانی کند.

 

در اصل، نظام بین‌الملل حق ندارد هیچ موضوعی را به یک کشور تحمیل کند. هیچ کشوری حق ندارد در مسائل مربوط به فناوری، انرژی هسته‌ای یا علوم دیگر، در حریم حاکمیت کشور دیگری دخالت کند. از این منظر، اگر هدف از مذاکره، پذیرش تحمیل خواسته‌های دیگران باشد، چنین مذاکره ای از اساس باطل است. اما واقعیت این است که در نظام بین‌الملل، گاهی شرایطی پیش می‌آید که کشورها ناچار می‌شوند وارد مذاکره شوند؛ مسئله اینجاست که چگونه و با چه استراتژی مذاکره کنیم.

 

آقای پزشکیان یک رزمنده و اصولگرا به معنای مفهومی است

 

Play

 

00:00

-02:43

Mute

Settings

PIP

Enter fullscreen

Download

در گذشته وقتی رهبر شهید فرمودند «من با مذاکره مخالفم»، منظورشان مذاکره با این آمریکا و با این سبک از حقه‌بازی‌ها بود که به نظر ایشان نتیجه‌ای نداشت؛ این همان ژرف‌اندیشی و پیش‌بینی دقیق ایشان بود که اکنون اثبات شده است. اما زمانی که فشار جامعه و مطالبات عمومی برای مذاکره بالا گرفت و برخی تلاش کردند تمام مسائل کشور را به گردن آقای شهید ایران بیندازند، ایشان فرمودند: «بروید مذاکره کنید، اما با رعایت شروط من.» پس تیم‌ها رفتند و ما به تعهدات خود عمل کردیم، اما آن‌ها خیانت کردند. البته نباید از غفلت‌ها و بی‌توجهی‌ها در زمان تنظیم متن توافق‌نامه‌ها هم گذشت؛ همان بی‌دقتی‌ها بود که باعث شد مشکلات بسیاری به کشور تحمیل شود. حتی برخی از مسئولان سیاست خارجی نیز بعدها اعتراف کردند که به دلیل اعتماد بی جا یا غفلت در تنظیم متن، دچار مشکل شده‌اند.

 

اکنون نیز همان اصل رهبری حاکم است که اصلا معنا ندارد کشوری از آن سوی دنیا بیاید و ما را وادار به مذاکره کند. آن‌ها می‌پرسند چرا هسته‌ای دارید؟ یا چرا موشک دارید؟ در حالی که حاکمیت بر این مسائل، حق مطلق ماست و هیچ کشوری حق دخالت در ملکیت و حدود ما را ندارد.

 

در بازه زمانی اخیر، شرایط به گونه‌ای تغییر کرد که خود دشمن (به ویژه در دوران ترامپ) به استیصال رسید و پیشنهاد مذاکره داد؛ ما پیشنهاد ندادیم، بلکه آن‌ها بودند که با واسطه‌ها و ایجاد شرایطی مثل آتش‌بس، سعی در بازگشت داشتند. آقای شهید ایران نیز متناسب با شرایط، با تعیین شروط دقیق موافقت کردند، اما همزمان هشدار دادند که «حواستان باشد کلاه سرتان نرود!» یعنی در اجرای تعهدات دقت کنید و اجازه ندهید فریب بخورید.

 

در نهایت، باید بدانیم که دولت‌ کنونی دولت خدمتگزار و وفادار به کشور است، من معتقدم آقای پزشکیان نیز یک رزمنده و اصولگرا به معنای مفهومی است، عدالت خواه و هوشیار است، شخصیتی چون آقای قالیباف، در عین رزمندگی، بسیار هوشیار و با دقت عمل می‌کنند. همان‌طور که رهبر انقلاب از ابتدا با نگاهی پیشگیرانه و هوشیارانه بر مسائل نظارت داشتند، شروط ایشان نیز بر این پایه بود که: “مذاکره‌کنندگان باید هوشیار باشند و حواسشان جمع باشد تا طرف مقابل به تعهدات خود عمل کند. ”

 

ما با دشمنی مکار، حیله‌گر و فریبکار رو به رو هستیم

 

تیم مذاکره‌کننده ما نیز تمام تلاش خود را بر این اساس متمرکز کرده بود. در نهایت، تفاهم نامه‌ای که حاصل شد، توافق نامه بدی نبود عزت ملی ما را حفظ کرد؛ ایران در عرصه جهانی مطرح شد و قدرت‌ها متوجه برتری ما شدند و ترامپ ناچار به عقب‌نشینی شد.

 

از منظر اقتدار، عزت و دستیابی به منافع ملی، آن توافق در ابعاد خود موفقیت محسوب می‌شد. البته از همان ابتدا، هم رهبر انقلاب و هم خود تیم‌های فنی، با نوعی بدبینی هوشمندانه و بصیرت به موضوع می‌نگریستند. ایشان هشدار داده بودند و تیم‌های ما نیز متعهد شده بودند که گام‌به‌گام پیش بروند و در صورت نقض تعهدات از سوی طرف مقابل، به اجرای تعهدات خود ادامه ندهند. اما متأسفانه پس از توافق، طرف مقابل با نقض توافق‌ها و حتی با به خطر انداختن آتش‌بس در لبنان، نشان داد که اهل پایبندی نیست.

 

ما بارها هشدار دادیم و زمانی که آن‌ها دوباره در مسیر تنگه هرمز اقدامات چالش‌برانگیزی انجام دادند، پاسخ قاطع دادیم. من هرگز برچسب‌ زدن به مذاکره‌کنندگان موافق نیستم؛ چرا که این دقیقا همان چیزی است که دشمن می‌خواهد که ایجاد شکاف و اختلاف در بدنه قدرت. امروز ما شاهد یک انسجام بی‌نظیر در سطح کشور هستیم، اما با این حال، بر هوشیاری مضاعف مذاکره‌کنندگان تأکید می‌کنم.

 

ما با دشمنی مکار، حیله‌گر و فریبکار روبرو هستیم؛ دشمنی که شیوه اصلی‌اش حقه‌بازی، فریبکاری و زیر میز مذاکره بزند ما نباید از آرمان‌های خود کوتاه بیاییم و باید دقیقا همان شروطی را که رهبری فرموده‌اند، مد نظر داشته باشیم. من به وحدت موجود میان “دیپلماسی” و “میدان” (اعم از قدرت نظامی و حمایت مردمی در خیابان‌ها) ایمان دارم و یقین دارم که این هماهنگی، اهداف ملی ایران را محقق خواهد کرد.

 

ایرنا: با توجه به اینکه در چند روز اخیر بار دیگر شاهد نقض مفاد موافقت‌نامه‌ها توسط آمریکا هستیم و آن‌ها اقدامات جدیدی را آغاز کرده‌اند، به نظر شما پاسخ ایران به این بدعهدی‌ها چه باید باشد؟ و برای خروج از وضعیت “نه جنگ و نه صلح”، چه استراتژی‌هایی را پیشنهاد می‌دهید؟

 

مظفر: یکی از فریبکاری‌های بزرگ آن‌ها این بود که با وعده توافق و آتش‌بس، ما را به آرامش


گزارش خطا
ارسال نظر
captcha